مسئول نشريه هفتگي  :

 nahid_khanomii@yahoo.com

 نظرات و همكاري شما :

براي ارائه نظرات خود در مورد نشريه هفتگي با آدرس زير در تماس باشيد :

nahid_khanomii@yahoo.com

 
Num:

95

 تبليغات شما در مجلات راه نرفته :

 براي تبليغ و معرفي سايت ، وبلاگ ، محصولات و شركت خود در گروه راه نرفته با ما تماس بگيريد
:

rahe_narafteh@yahoo.com

 
به نام تنها مونس شبهای تنهایی
 
شاديهاي شما همان غمهاي شماست که نقابش را برداشته‌اند‌
و چاهي که خنده‌هايتان از آن ميجوشد همان است
 که از اشکهايتان پر شده است.
 
سلام دوستان عزیز
امید که خوب و خوش باشید
دوستان انشاالله از هفته آینده دوست گلم نرگس جان
مسئول سرویس مذهبی نشریه هفتگی خواهند بود.
 
با تشكر: ناهد صادقي - مدير راه نرفته
 
براي ديدن شماره قبلي نشريه هفتگي روي تيتر زير كليك كنيد:
 
امام حسین علیه السلام شفیع امت نبی
 
در جای دیگری علامه مجلسی می فرماید: ملکی بنام دردائیل را خداوند از صف ملائکه خارج کرد. هنگامی که امام حسین عصر پنجشنبه و شب جمعه متولد شد خدای رئوف به خازن آتش وحی کرد آتشها را بخاطر ولادت مولودی که بر پیامبر در دنیا متولد شده خاموش کن و نیز به خازن بهشت وحی کرد بهشت را برای خاطر مولودی که در دنیا برای پیامبر اسلام متولد شده زینت و معطر نما و نیز به حورالعین وحی کرد بخاطر نوزادی که در دنیا بحضرت محمد صلی الله و علیه و آله عطا شده خویشتن را زینت و یکدیگر را زیارت و ملاقات نمایند. همچنین خدای رئوف به ملائکه وحی نمود : صف بکشید و مشغول تسبیح و تمجید و تکبیر شوید، زیرا مولود مسعودی در دنیا برای پیامبر متولد شده ، همچنین به جبرئیل وحی شد با هزار قبیله از ملائکه به تجهیزاتی گوناگون به سوی پیامبر بیاید و به پیامبر تهنیت گفته و بگوید : اشرار امت تو که بربدترین اسبها سوارند حسینت را خواهند کشت. وای بر قاتل او، وای بر آن افرادی که آنها را حرکت می دهند، وای بر اشخاصی که راهنمای آنان می شوند، من از قاتل حسین بیزارم و او نیز از من است. زیرا فرادی قیامت هیچ گناهکاری نیست مگر اینکه جرم قاتل حسین از او بزرگتر خواهد بود. کشنده حسین با آن افرادی که برای خدا شریک قرار دادند فرادی قیامت داخل جهنم خواهند شد. آتش به قاتل حسین شوق بیشتری دارد از آن افرادی که اطاعتخدا را کردند و به بهشت مشتاق هستند. در بین راه جبرئیل به ملکی به نام دردائیل برخورد کرد او به جبرئیل گفت این چه شبی است که در آسمان می بینم؟ آیا قیامت برای اهل دنیا قیام کرده؟ گفت: نه. بلکه نوزادی برای پیامبر اسلام بدنیا آمده و خدا مرا فرستاده تا به او تبریک بگویم. دردائیل گفت: سلام مرا به پیامبر برسان و بگو تو را به حق این مولود قسم میدهم از خدا بخواه که از من راضی شود و پر و بال و مقام مرا در میان ملائکه باز گرداند. هنگامی که جبرئیل به پیامبر تبریک و تسلیت گفت. پیامبر فرمودند آیا حسین مرا امتم خواهند کشت؟ گفت: آری پیامبر فرمودند: آنان امت من نیستند من از آنان بیزارم و خدا هم از آنان بیزار است. جبرئیل گفت من نیز از آنان بیزارم. سپس پیامبر به نزد زهرا آمده به وی تبریک و تسلیت گفتند: حضرت زهرا فرمود: خدا قاتل حسین را داخل جهنم نماید. حضرت رسول فرمودند: من هم به این موضوع شهادت می دهم. ولی حسینم شهید نخواهد شد تا اینکه یک امام از او بوجود آید و امامان هدایت کننده بعد از او خواهند بود. سپس پیامبر فرمودند: امامان بعد از من عبارتند از:
 
1-      علی که هدایت کننده است
2-      حسن که هدایت کننده است
3-      حسین که یاری کننده است
4-      علی بن الحسین که یاری شده است
5-      محمد بن علی که شفیع است
6-      جعفر بن محمد که وجودش نافع است
7-      موسی بن جعفر که امین است
8-      علی بن موسی الرضا که فعال است
9-      محمد بن علی که موئتمن است
10-   علی بن محمد که بسیار عالم است
11-   حسن بن علی علیه السلام
12-   آن کسی که عیسی بن مریم پشت سرش نماز خواهد خواند.
 
در این موقع بود که حضرت فاطمه از گریه آرام شد. سپس جبرئیل داستان آن ملک دردائیل را به عرض رسول خدا رسانید. پیامبر امام حسین را به جانب آسمان بلند کرده و فرمودند: پروردگارا، به حقی که این نوزاد بر تو دارد، نه بلکه آن حقی که تو نسبت به این نوزاد و جدش حضرت محمد و ابراهیم و اسماعیل و یعقوب داری، اگر این حسین بن علی که پسر فاطمه است نزد تو قدر و منزلتی دارد، از دردائیل در گذر و پروبال و مقام او را در میان ملائکه داشته به او عطا فرما. خدای رئوف دعای حضرت محمد صلی الله و علیه و آله را مستجاب نمود و آن ملک را آمرزید. آن ملک در بهشت به آزاد شده حسین بن علی که پسر پیغمبر است معروف می باشد.
 
ميعادگاه همه ايرانيان
ازدواج و خانواده
 
 
در روزهای اول شروع یک ارتباط، هیچ یک از طرفین تمایلی به فکر کردن در مورد قوانین و مقررات موجود ندارد. این دوران زمان خوشی است و قانون گذاشتن و اجرای آن چندان لازم و ضروری به نظر نمی رسد؛ اما به هر حال بنیان نهادن یک سیستم نظامند قانونی از همان ابتدای کار امری لازم الاجرا به شمار می رود. منظور ما این نیست که باید تمام جزئیات را روی ورق بیاورید و همه چیز به صورت مکتوب باشد، بلکه یک چارچوب کلی برای کلیات کار باید طراحی شود که به واسطه آن تمام کارها با آرامش و راحتی بیشتری پیش رود. در کنار این قوانین یک سری مجازات هایی نیز برای اجرا نکردن آنها باید در نظر گرفته شود. باید به خاطر داشته باشید که اگر می خواهید همسرتان از قوانینی که شما مقرر کرده اید پیروی کند، باید ابتدا خودتان آنها را رعایت نمایید. پس بهتر است که اگر خودتان آنها را رعایت نکردید، ابتدا مجازات را بر روی شخص خودتان پیاده کنید.
 
هیچ یک از دو طرف نباید با شخص سومی ارتباط داشته باشند
همیشه یک قانون ابدی وجود دارد که همه ملزم به پذیرش آن هستند: هیچ گونه خیانتی وجود نداشته باشد. با ورود به یک رابطه، شما خود به خود یک چنین قانونی را می پذیرید و باید گردش و تفریح های تک نفره را کنار بگذارید چراکه تنها چیزی که میتواند شما را در زندگی مشترکتان به موفقیت برساند، اعتماد متقابل است. زمانیکه حتی برای یک بار بوی خیانت به رابطه وارد شود، اعتماد برای همیشه از بین خواهد رفت.
 
بنیان نهادن این قانون کار ساده ای است. معمولاً هر دو نفر به یک چنین قانونی پایبند بوده و تمایل دارند که آنرا اجرا نمایند. خانم دوست ندارد که شما با دختر های دیگر این طرف آنطرف بروید و شما هم به طور حتم دوست ندارید که او دنبال مردهای دیگر راه بیفتد. زمانیکه قرار های ملاقات طی شد و رابطه وارد مراحل جدی تر شد، فقط کافی است که یک بار به این قانون اشاره کنید. در حقیقت صحبت کردن در مورد این مطلب که قرار گذاشتن با افراد دیگر از این پس ممنوع می شود، خود اهمیت این موضوع را به طرف مقابل انتقال خواهد داد.
 
مجازات: احترام به این قانون و پایبندی به آن از اهمیت بالایی برخوردار می باشد، تنها مجازاتی که می توان برای آن در نظر گرفت پایان دادن سریع به رابطه است.
 
بهای بقای ارتباط باید در یک حد معین باقی بماند
توقعات بیجا در یک رابطه جایی ندارند؛ و این امر از همان ابتدای رابطه باید روشن شود. البته منظور ما این نیست با افرادی زندگی کنید که هیچ گونه آرزو و رویایی ندارند اما به هر حال باید انتظارات طرف مقابل از شما منطقی باشد. توقعات بیجا و آرزوهای غیر منطقی و غیر واقعی می توانند رابطه را خسته کننده نمایند. در ابتدا شاید جالب باشد که نیازهای یکدیگر را برآورده کنید، اما به هر حال هر دو طرف باید به خوبی بدانند که هر کس زندگی فردی خود را دارد و نمی تواند تمام زندگی اش را وقف برآورده کردن آرزوهای دیگری کند.
 
برگرداندن این قانون در زندگی واقعی شاید قدری نیرنگ آمیز باشد. در ابتدای رابطه شاید برای جلب رضایت و بدست آوردن او هر کاری که می خواهد را برایش انجام دهید و هر کاری که از دستتان بر بیاید را انجام دهید. سرو کردن غذای مورد علاقه او، خریدن گل های رنگارنگ و بردن او به مکان های که دوست دارد خوب است، اما نباید بیش از اندازه در این کار زیاده روی به خرج دهید. به هر حال شما هر زمان که توانایی انجام چنین کارهایی  را داشتید، نباید از انجام آنها دریغ کنید، اما شما باید محبت به او بدهید نه اینکه او بیش از اندازه از شما انتظار داشته باشد.
 
مجازات: مجازات باید با جرمی که شکل گرفته هماهنگی داشته باشد. به عنوان مثال اگر او از شما انتظار دارد که هر روز برایش گل رز بگیرید، چند روز این کار را انجام ندهید تا با این امر او به این نتیجه برسد که توقعش در این مورد چندان مطابق میل باطنی شما نیست. مجازات های جدی تر نظیر قطع ارتباط را باید بگذارید برای مقوله های جدی تر؛ به عنوان مثال در مواردی شبیه به این مطلب که او از شما انتظار دارد تا با دوستان صمیمی خود قطع رابطه کنید.
 
مالکیت طلبی ضمنی ممنوع
قرار گرفتن در یک ارتباط به آن معنا نیست که پس از مدتی یکی از طرفین مالک طرف دیگر می شوند. هر دو طرف باید آزادانه به زندگی خود بپردازند. این بدان معناست که: کسی حق ندارد برای دیگری تصمیم گیری کند، و یا در مورد کارهای بزرگ به تنهایی تصمیم گیری نماید. فقط به این خاطر که شما ازدواج کرده اید دلیلی نمی شود که ارتباطتتان را با دوستانتان قطع کنید، مطابق میل او تفریحات خود را انتخاب کنید و هر کاری که او دوست داشته باشد را انجام دهید. باید به یکدیگر فضا بدهید تا هر یک مطابق میل خود کارهای شخصی اش را انجام دهد.
 
این مورد مقوله ای است که سبب برزو مشکلات زیادی در روابط می شود. هیچ موقع ارتباط به جایی نمی رسد که یکی از طرفین حق داشته باشد به نفر دیگر بگوید: "خوب از این به بعد من به جای تو تصمیم می گیرم." به هر حال به محض اینکه برای نخستین بار احساس کردید که او حس مالکیت طلبی نسبت به شما پیدا کرده است، موضوع را با او در میان گذاشته، خودتان را حتی از حواشی این مسئله هم کنار بکشید.
 
مجازات: برای هر گونه جرمی که مرتکب می شوند، شما هم به مثابه آن مقداری از آزادی ها و امیال شخصی آنها را محدود کنید. به عنوان مثال اگر او برنامه ریزی کرد که امشب با خانواده عمه و شوهر عمه پیرش شام را صرف کنید، شب بعد او را به تماشای یک فیلم خسته کننده ببرید.
 
روابط گذشته باید فراموش شوند
زمانیکه شما با یک نفر ارتباط برقرار می کنید، باید گذشته را فراموش کنید. هیچ یک از طرفین حق ندارد از اتفاقاتی که در زندگی گذشته افراد ایجاد شده به عنوان مقوله ای برای پیش داوری استفاده کند. بنابراین هیچ گاه به خانمتان نگویید که نامزد قبلی تان از او زیباتر بوده که او هم به شما پاسخی می دهد که خودتان بهتر می دانید.
 
البته منظور ما این نیست که نباید در مورد گذشته تان هیچ حرفی به میان بیاورید. اگر بخواهید با کسی ازدواج کنید، باید بدانید که در گذشته چه کارهایی را انجام می داده و چه نوع زندگی داشته؛ اما نباید اجازه دهید که گذشته بر روی او تاثیر منفی بگذارد. به هر حال باید به او نشان دهید که گذشته برایتان اهمیتی ندارد. این کار را می توانید شما به عنوان مثال می توانید زمانیکه او مطلبی از گذشته می گوید و دستپاچه میشود، این مطلب را اظهار کنید که نگران نباشد چرا که گذشته برای شما اهمیتی ندارد. سعی کنید که در مورد این مطلب هیچ گونه صبری از خود نشان نداده و به سرعت در مقابل چنین گزینه ای از خود واکنش نشان دهید.
 
مجازات: اگر احساس میکنید که همسرتان در گذشته زندگی می کند، شما هم برخی از ویژگی هایتان را که دوست می دارد، کاهش دهید، اما به او بگویید که چرا چنین کاری می کنید تا او هم تصور نکند شما فرد خوبی نیستید. به او بگویید که وقتی به زمان حال بازگردد تمام خوبی های شما نیز به سر جایشان بازخواهند گشت.
 
قوانین عشق ورزی
نوشتن این قوانین و راضی کردن افراد برای امضای آن شاید کار دشواری به نظر برسد، اما اگر از همان ابتدا تمام این موارد را برای او معین کنید، دیگر در آینده به مشکل برخورد نخواهید کرد.
 
پيشنهاد مقاله توسط: اعضای گروه راه نرفته
مقاله  پیشنهاد  دهید: nahid_khanomii@yahoo.com
 جدیدترین اخبار و لینک روز
 
 
 
 
كوروش كبير كه بود؟
 
 
كوروش توانست با اتحاد طوايف پارس، ماد، مكران و پارت (خراسان) وحدت آريايي را پديد آورد. اين وحدت به او اين قدرت را بخشيد كه به فكر تسخير سارد افتد و براي انجام اين منظور قبل از آنكه اتحاد ميان سارد و بابل پيش آيد، به نواحي غربي تاخت و تا بابل خواست از خواب شهوت‌آلود خود برخيزد، سارد را در هم كوبيد و كرزوس را از تخت جبروت خود پايين كشيد.
پس از آن نوبت بابل بود. بابل خطه بزرگي براي ايران محسوب مي‌شد، علاوه بر اين يك انگيزه ديگر نيز كوروش را به فتح بابل بر مي‌انگيخت و آن صيت ظلم و جوري بود كه نام بخت نصر در گوش‌ها افكنده بود. پادشاهي كه قلاب زنجير را به زبان يكي از مخالفان خود كوبيد و او را چون سگ به پايه تخت خود بست! حاكمي كه با خنجر طلا و مرصع خود، چشمان پادشاه فلسطين را از كاسه بيرون كشيد، معابد سليمان را آتش زد و دستور بريدن زبان و چشم مردم فلسطين را داد!
در اين شرايط بعضي از بزرگان بابل كه متوجه روي كارآمدن كوروش شدند و از طرفي ديدند كه شرق و سلاطين شرقي هم به كوروش عنايت خاص دارند، با وي مكاتبه كردند تا بالاخره كوروش وارد بابل شد و با همكاري همين افراد بابل را فتح كرد.
پس از اين فتح است كه كوروش اعلاميه معروف خود را كه اولين اعلاميه حقوق بشر است، منتشر مي‌كند و به موجب اين اعلاميه چهل هزار نفر از قيد اسارت بابلي‌ها آزاد شدند.
متن بابلي اين فرمان كه بيست‌وپنج قرن پيش صادر شده، در سال 1879ميلادي در حفاري‌هاي بابل كشف شد و اكنون در موزه بريتانيا (لندن) قرار دارد. اين فرمان از نظر اهميت موضوع و تفويض حقوق اجتماعي و آزادي به ملل تابعه در آن عصر چنان حائز اهميت است كه در محافل حقوق‌دانان جهان به عنوان اولين منشور آزادي تلقي شده است و فرمان مزبور كه به سطح استوانه‌اي از گل رس در چهل و پنج سطر حك شده، معروف به «اعلاميه كوروش» و آن استوانه نيز به «استوانه كوروش» مشهور شده است.

تاج‌گذاري كوروش
كوروش در بابل تاج‌گذاري كرده و تفصيل آن را گزنفون نوشته است. اين تاريخ بر طبق سالنامه‌هاي بابلي «در روز سوم ماه مرهسوان» ضبط كرده‌اند كه از آن تاريخ درست 2505 سال مي‌گذرد.
گزنفون، طي داستاني كه به نام «سيرو پديا» نوشته و تحت عنوان «كوروش‌نامه» ترجمه شده است، خاطره‌اي از اين تاج‌گذاري را آورده در آن آمده است، كه چگونه سربازان، درباريان و مردم شهر براي اين مراسم حاضر شده و سپس، تاجي از جواهر را بر سر مي‌گذارد و پس از آن باقبايي ارغواني كه حاشيه‌اي سفيد دارد، چنان باشكوه مي‌شود كه تماشاچيان بي‌درنگ در برابرش تعظيم مي‌كنند.

مرگ كوروش
مرگ كوروش، سردار بزرگ ايران نيز مانند تولدش مرموز و شگفت‌انگيز و در پرده‌اي از اسرار پوشيده است.
مورخان يوناني داستان كودكي و پرورش كوروش را به صورت افسانه‌اي نوشته‌اند كه از همه مفصل‌تر روايت هرودت است كه مي‌گويد: آستياگ، پادشگاه ماد شبي خواب ديد كه از شكم دخترش ماندانا، درخت تاكي برآمد و آسيا را فراگرفت، معبرين گفتند: از دخترت فرزندي به دنيا خواهد آمد كه سلطنت را از تو خواهد ستاند و او تصميم گرفت طفل نوزاد دخترش را بكشد. وزير، طفل را به دست چوپاني به نام مهرداد سپرد تا به قتل برساند. مهرداد، زني داشت به نام «سپاكو» كه در همان روزها طفلي مرده به دنيا آورده بود.
او جريان سپردن طفل و امر به قتل او را به زن خود گفت و اظهار داشت كه از پدر و مادر طفل چيزي نمي‌داند، ولي از اشياي زرين و لباس‌هاي فاخر بچه به نظر مي‌آيد از خاندان شاه باشد.
«سپاكو» با مشاهده طفل، دل به او مي‌بندد و مانع كشتنش مي‌شود و او را بزرگ مي‌كند.
بعدها كه آستياگ از ماجرا مطلع شد، هم وزيرش را سخت تنبيه كرد و هم كوروش را به نزد پدر و مادرش در فارس فرستاد، ولي كوروش در آنجا حكومت يافت و بالاخره بر آستياگ پيروز شد.
مرگ كوروش نيز داستان پيچيده‌اي دارد و بعضا هنوز در پرده‌اي از ابهام است.
طبق روايت يونانيان كوروش كه در مغرب، كارها را رو به راه كرده بود، براي يكسره كردن كار مشرق و جلوگيري از هجوم قبايل ماساگت و سكاها به مشرق تاخت. در اين وقت بر اين طوايف مهاجم، زني حكومت مي‌كرد كه «تومي ريس» نام داشت. كوروش تا رود سيحون (آراكس) راند و از آن رود نيز گذشت و به پيغام ملكه كه گفته بود «شاه ماد، رها كن كارهايي كه مي‌كني، چه مي‌داني نتيجه آن چه خواهد شد» اعتنايي نكرد. اما در اين جنگ سپاهيان ايران شكست يافتند و ظاهرا در همين وقت خبر توطئه‌اي در غياب كوروش از پايتخت (پارس) نيز به گوش او رسيد و وضع را مشوش‌تر كرد و پسر ملكه ما ساگت‌ها نيز كه در اسارت كوروش بود، خودكشي كرد و بالاخره خشم و توحش طوايف مهاجم شديدتر شد و در جنگ بعد، هنگام گير و دار جنگ، به قول كتزياس، كوروش از اسب به زير افتاد و يكي از جنگي‌‌هاي هندي زوبيني به طرف او انداخت كه به ران او برخورد كرد.
پس از اين ماجرا، كوروش را به اردوگاه بردند، او وصايايش را كرد و پس از 3 روز درگذشت.
روايت شده است كه «تومي ريس» امر كرد مشكي از خون انسان پر كردند و سپس جسد كوروش را يافته، سر او را در مشك خون فرو كرد و خطاب به آن گفت: اي پادشاه، با اين كه من زنده‌ام و سلاح به دست بر تو پيروز شده‌ام اما تو كه با خدعه و نيرنگ بر فرزند من دست يافتي، در حقيقت مرا نابود كردي، اكنون ترا از خون خواري سير مي‌كنم.»

پاسارگاد، آرامگاه كوروش
بر اثر حمله كمبوجيه به مصر و قتل او در راه مصر، اوضاع پايتخت پريشان شد تا اينكه داريوش روي كار آمد و سال‌ها با شورش‌هاي داخلي جنگيد و همه شهرهاي مهم يعني بابل، همدان، پارس، ولايات شمالي و غربي و مصر را آرام كرد و پس از بيست سال جنازه كوروش را از پارت به پرسپوليس (تخت جمشيد) منتقل كرد.
اين انتقال طي مراسم باشكوهي و طي چند روز برگزار شد و روي مقبره كوروش به زبان يوناني چنين نوشتند: اينجا است آرامگاه من، كوروش، شاهنشاه ... .
 
نوروز 87؛ تلويزيون در تسخير بزرگان طنز
 
 
از اس ام اس سركاري تا اس ام اس عاشقانه
تريبون آزاد
  
 
فرستنده : بهزاد
ادمک اخر دنياست بخند-ادمک مرگ همينجاست بخند-دست خطي که تو را عاشق کرد -شوخي کاغذي ماست بخند-ادمک خل نشوي گريه کني -کل دنيا سراب است بخند- ان خدايي که بزرگش خواندي-به خدا مثل تو تنهاست بخند....مهرناز جون دوست دارم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
 

فرستنده :
tt
امشب نمي دانم چه بايد کرد. امشب کسي در خانه­ي من نيست. گيرم، برون از من، تاکِ شب از انگور صدها کهکشان پربار، گيرم خُمِ مهتاب هم سرشار، من با که نوشم دُرد شادي يا غم خود را وقتي که مستي چون تو هم­پيمانه­ي من نيست؟

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=
 
 
فرستنده : رزگل
من شکوفايي گلهاي اميدم رادر روياها ميبينم وندايي که به من ميگويد گرجه شب تاريک است دل قوي دار سحرنزديک است

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : tt
از بهار سلام تا پائيز خداحافظ نمي داني چند مثنوي با گيسوان تو حرف دارم!پيش از آنكه بادها بيايند.آسمانِ تو را با مشتي حروف شست و شو خواهم داد من ستاره اي هم در آسمان تو دارم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : شکوفه اندوه
سلام به کوير مشخصه خداي بزرگه ولي ما وقتي که دلمون ميشکنه ياد بزرگي خدا ميفتيم؟

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : صاعقه
خدايا چگونه زيستن را تو به من بياموز چگونه مردن را خود خواهم آموخت

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : صاعقه
قاصدک غم دارم ،غم آورگي و دربه دري،غم تنهايي و خونين جگري

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : انوش
سلام سلام از روي دلتنگي.مثل اينکه غم عشق وتنهاي 1چيزيه که همه بايد تجربه کننن حتي اونهاي که کسي تويه زندگيشون نيست.نه به خاطر اينکه نميخوان بلکه بخاطر اينکه روزي غمگين نشن...اما دوست داشتن قشنگه. دلهره دوست داشتن قشنگه....و غم دوست داشتن از غم تنهاي قشنگتره....
isnt it

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : صاعقه
چگونه فراموشت کنم تو را که از خرابه هاي بي کسي به قصر سپيد عشق هدايتم کردي.عاشقي بي قرار بي قرار و ياري باوفا براي خويش ساختي.آهو بره اي شدي که دوستي گرگ را پذيرفتي و براي گريه هاي او شانه هايت را ارزاني داشتي وب ا صداقت عاشقانه ات دلش را به درد آوردي

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : محمود
مشکل ما اينه که مدام به هدف نگاه ميکنيم در صورتي که اصلا خود هدف يا آرزو وقتي بهشم برسي خيلي جذابيت ممکنه نداشته باشه به نظر من عشقم يه هدفه که باعث ميشه مدتي مسير زندگي جلوه ديگه اي داشته باشه البته شايد مسير جذابيت داشته باشه اما خودش نه. چون اونايي که عشق يا آرزوهاي ديگشون مهمه براشون حتما وقتي بهش ميرسن شاد نخواهند بود.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : محمود
ما آدما خودمونو گول ميزنيم وقتي به عشقمون نمي رسيم ميگيم بايد دوسش داشته باشيم ولي فکر نميکنيم شايد اون معشوقمون اصلا لياقت اين رابطه رو نداشته يا ما اصلا مسيرو اشتباه رفتيم در هر دو صورت بهتره در اين موارد فردا صبح همه چيزو فراموش کنيم چون روز جديدي داريم که نبايد اونو صرف گذشته و آينده بکنيم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : محمود
هيچوقت لذت طي مسير براي هر آرزويي رو با هيچي نميشه عوض کرد حتي با خود اون آرزو. شادي تونو به خاطر ارزوتون از دست ندين چون آرزو داريم تا شاد باشيم.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : محمود
ما در دنياي واقعي هستيم پس شادياتونو به رويا نسپاريد چون با خودش ميبره.

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : مهرانه
بهروز جان به اندازه تمام دنياها دوستت دارم

       =-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

فرستنده : z.a-sarab
علي عزيز دلم خيلي واست تنگ شده واسه خنده هات ناراحتي هات بوسيدنت .يادته مي گفتي دوسم داري پس چرا منو تنها گذلشتي رفتي اما منم هيچ وقت نفرينت نمي کنم اميدوارم گلم هر جايي هستي موفق باشي وهر کسي رو دوست بهش برسي ازمسئله پيش آمده برات خيلي متاسف شدم خدانگهدار
 
حرفها و دل نوشته های خود را براي تريبون آزاد
به آدرس زير بفرستيد ارسال كنيد
 
ID: nahid_khanomii

 
راه های جالب برای حدس زدن جنسیت فرزند
 
فرزندتانچه چیز جالب تر و مفرح تر از حدس زدن جنسیت نوزادی است که هنوز به دنیا نیامده؟ همه دوست دارند دستی در این کار داشته باشند. پس تعجب نکنید اگر یک وقت کسی را که نمی شناخته اید در سوپر مارکت جلو بیاید و بخواهد جنسیت فرزندتان را حدس بزند. برای سالیان سال، افراد برحسب متدهایی که در طول زمان به طور تجربی کسب کرده بودند، جنسیت نوزادان را در شکم مادر پیش بینی می کردند. هرچند که این داستان ها تا حد زیادی از واقعیت دور بوده اند، اما برای سرگرمی جالب است.
پسر است اگر:
اوایل حاملگی اول صبح حالت تهوع نداشته اید.
ضربان قلب نوزاد کمتر از 140 در دقیقه است.
در قسمت شکم چاق می شوید.
شکمتان مثل یک توپ بسکتبال می شود.
نوک سینه هایتان به طور قابل ملاحظه ای تیره تر می شود.
به غذاهای ترش و شور علاقه مند می شوید.
به پروتئین—گوشت و پنیر—علاقه مند می شوید.
پاهایتان سردتر از دوران قبل از حاملگی خواهد شد.
موی روی پاهایتان سریعتر رشد می کند.
دستهایتان خیلی خشک می شود.
پدر بچه هم همراه با شما شروع به چاق شدن می کند.
حاملگی برایتان بسیار خوشایند است.
رنگ ادرارتان زرد روشن خواهد شد.
بینی تان بزرگ تر خواهد شد.
حلقه ازدواجتان را با نخ روی شکمتان آویزان نگاه دارید، دایره دایره می چرخد.
سردرد خواهید داشت.
سنتان را موقع حاملگی با عدد ماهی که در آن حامله شدید را جمع کنید، عدد زوج به دست می آید.
دختر است اگر:

اوایل حاملگی اول صبح حالت تهوع خواهید داشت.
ضربان قلب نوزاد حداقل 140 در دقیقه است.
در قسمت های ران و باسن چاق می شوید.
سینه ی سمت چپتان بزرگتر از سمت راستی می شود.
موهایتان هایلایت قرمز می گیرد.
شکمتان شکل هندوانه می شود.
به غذاهای شیرین علاقه مند می شوید.
به میوه جات علاقه مند می شوید.
به آب پرتقال علاقه مند می شوید.
در دوران حاملگی نسبت به واقع عادی حال خوبی ندارید.
در دوران حاملگی بداخلاق و ترشرو می شوید.
صورتتان بیش از همیشه جوش می زند.
ته مانده ی نان را نمی خورید.
سینه هایتان طراوت خاصی می گیرد.
رنگ ادرارتان زرد تیره می شود.
اگر حلقه ی ازدواجتان را با نخ روی شکمتان آویزان نگاه دارید، به اطراف خواهد چرخید.
سنتان را موقع حاملگی با عدد ماهی که در آن حامله شدید را جمع کنید، عدد فرد به دست می آید
::::SaRa::::.
 
کشیدن حروف و کلمات برای زیباسازی متن تایپ شده
یکی از رایج ترین کارهایی که تایپیست های حرفه ای انجام میدهند کشیدن حروف و کلمات برای زیباسازی متن تایپ شده است. شما نیز میتوانید با استفاده از این ترفند متون خود را در داخل ویندوز بکشید.
 
برای این کار :
کافی است در هر مکانی از ویندوز ، زبان ویندوز را روی فارسی تنظیم کنید.
سپس حرف مورد نظر خود را تایپ کرده و کلیدهای ترکیبی Shift+J را همزمان بفشارید.
حرکت دادن نشانگر موس با کیبورد!
با بهره گیری از این ترفند جالب میتوانید بدون نیاز به برنامه خاصی و تنها از طریق کیبورد کامپیوترتان ، نشانگر موس موجود در صفحه مانیتور را جابجا نمایید. این ترفند زمانی بسیار مورد استفاده قرار میگرد که نتوانید به هر دلیلی از موس تان استفاده کنید آن وقت است که کیبوردتان جور موس را میکشد!
بدین منظور:
کافی است دکمه های Shift و Alt را که در سمت چپ کیوبرد قرار دارند را به همراه دکمه ی Num Lock بزنید و سپس در کادری که باز میشود بر روی OK کلیک کنید.
حال میتوانید با استفاده از دکمه های ۲,۴,۶,۸ سمت راست کیبورد موس را هدایت کنید و با Enter برنامه ها را باز نمایید و یا به داخل لینکها بروید.
 
روشن کردن کامپیوتر با صفحه کلید
با بهره گیری از ترفندی که هم اکنون به شما معرفی خواهیم کرد میتوانید بدون نیاز به نرم افزار خاصی و تنها با استفاده از تنظمیات سیستمی به وسیله دکمه های کیبوردتان ، کامپیوتر را روشن کنید.
بدین منظور:
ابتدا کامپیوتر را Restart کرده و چندین بار کلید Delete را فشار داده تا به محیط Setup بروید.
سپس گزینه Intergrated Peripherals را انتخاب کنید و در صفحه باز شده گزینه Keyboard Power on را انتخاب کنید که شامل گزینه های زیر می باشد و به ترتیب آنها را توضیح می دهیم:
۱- گزینه Password : با انتخاب این گزینه می توان پسوردی را وارد نمود و از طریق پسورد کامپیوتر را روشن کرد اگر این گزینه را انتخاب کنیم باید بعد از آن گزینه KB Power On Password را انتخاب وپسورد مورد نظر را وارد کرد و سپس آن را تائید نمود.
۲- گزینه Any Key : با انتخاب این گزینه با هر کلید صفحه کلید می توان کامپیوتر را روشن نمود.
۳- گزینه Disabled : با انتخاب این میتوان گزینه روشن شدن کامپیوتر را توسط صفحه کلید غیره فعال نمود.
۴. گزینه Key Board ۹۸ : این گزینه مخصوص صفحه کلید های قدیمی است. پس از انتخاب یکی از گزینه های بالا کلید F۱۰ را فشار داده وتغیرات اعمال شده را با زدن کلید Y وسپس کلید Enter آن را تائید می کنیم .
لازم به ذکر است که با برداشتن جامپر Power روی کیس می توان فقط توسط صفحه کلید کامپیوتر را روشن نمود.
 Numlock روشن در هنگام ورود به ویندوز
اگر با هر بار ورود به ويندوز XP يا ۲۰۰۰ كليد Num Lock صفحه كليدتان خاموش است اصلا لازم نیست برنامه BIOS كامپيوترتان را دستکاری کنید یا کیبورد خودتان را عوض کنید(!) زیرا این موضوع کاملا به ویندوز کامپیوتر شما مربوط می شود. قصد داریم ترفندی را به شما معرفی کنیم که بسیار راحت همیشه هنگام ورود به ویندوز کلید Numlock تان روشن باشد.
براي رفع اين مشكل در Run تیپ کنید Regedit تا رجیستری باز شود.
در كليد: [HKEY_Current_User / Control Panel / Keyboard] يك مقدار رشته اي به نام Initial Keyboard Indicators بسازيد و به آن مقدار ۲ یا ۰ را بدهيد.
کار تمام است. دقت کنید مقدار ۲ باعث ميشود كه ويندوز آخرين وضعيت كليد Num Lock را ضبط كند و مقدار صفر، كليد Num Lock را هنگام ورود به ويندوز خاموش نگه خواهد داشت

از طرف ::::SaRa::::.
نتايج عجيب آزمايش تأثير تلفن همراه برگوجه‌فرنگي
 

بنا بر يک تحقيق علمي انجام شده بر بوته گوجه فرنگي، امواج تلفن همراه، اثرات مخربي بر جانداران دارد.
با اين که اين تجربه علمي روي يک گياه انجام شده، ولي نتايج آن باعث افزايش نگراني‌‌ها از استفاده هميشگي از تلفن همراه بر انسان گشته است.يک گروه تحقيق علمي وابسته به دانشگاه «کلرمون فران» فرانسه، با هدف بررسي آثار احتمالي امواج هميشگي تلفن همراه بر جانداران، از بوته گوجه فرنگي استفاده کرده و تغيرات اين گياه را در رويارويي با اين امواج، مورد مطالعه و آزمايش قرار داده است..
بر پايه اين تحقيقات، بوته گوجه فرنگي در همان ده دقيقه اول كه در کنار يک تلفن همراه، آن هم بدون مکالمه است و امواج الکترو مغناطيس را دريافت و يا صادر مي‌کند، از خود مولکولي ترشح مي‌کند؛ اين مولکول نزد بيولوژيست‌‌ها، به مولکول «استرس» معروف است و گيا‌‌هان به محض آسيب ديدن، آن را ترشح مي‌کنندالبته اين نگراني به مجموع نگراني‌‌هاي پيشين افزوده مي‌شود که در شش ماه گذشته، تحقيقات مشابهي نشان دادند امواج ناشي از تلفن همراه، مي‌تواند باعث بروز سرطان مغز، افزايش بزاق دهان، اختلال در بخشي از اعصاب شنوايي گوش و خطر بروز عوارض نازايي نزد زنان و مردان باشد. بنا بر اين گزارش، تحقيقات علمي بين‌المللي گسترده‌اي در سيزده کشور جهان از مدت‌‌ها پيش با عنوان انتر تلفن در حال انجام است و پيش‌بيني مي‌شود نتايج اين تحقيقات در هفته‌‌هاي آتي منتشر شود؛ هدف از اين تحقيقات،b رابطه بين بروز تومور مغزي و تلفن همراه است.وزارتخانه‌‌هاي بهداشت کشور‌‌هاي غربي، در نظر دارند با استفاده از وسايل آموزشي و رسانه‌‌ها، خانواده‌‌ها را نسبت به خطرات احتمالي استفاده دايمي از تلفن همراه هشدار و آموزش دهند، به ويژه اين‌که پديده تلفن همراه، نوپا بوده و هنوز عوارض امواج الکترو مغناطيس آن در ميان‌مدت، مورد مطالعه دقيق قرار نگرفته است، ولي کاوشگران نسبت به خطرات احتمالي اين امواج براي انسان‌ها به ويژه نوجوانان در بخش مغز آنان و آن هم بر پايه نظريات علمي موجود، نگراني‌‌هاي خود را اعلام كرده و نسبت به آن هشدار‌‌هايي داد‌ه‌اند.
  
  «
فرانسواز بودن»، رئيس کانون سلامتي و راديو فرکانس درباره تحقيقات انجام شده بر بوته‌‌هاي گوجه فرنگي به روزنامه فيگارو گفت: تحقيقات انجام شده به وسيله اين گروه علمي معتبر، نشان مي‌دهد که امواج تلفن همراه بر سلامتي انسان بي‌‌تأثير نيست و لازم است تحقيقات گسترده و عميقي در اين زمينه انجام شود تا به نتيجه قطعي دست يابيم، ولي تا انجام اين تحقيقات احتياط حکم‌ مي‌کند در استفاده از اين وسيله بدون دغدغه سلامتي نباشيد.
  
روزلين باشلو»، وزير بهداشت فرانسه در زمينه اقدامات وزارت بهداشت در زمينه اثرات مخرب تلفن همراه و اقدام هشدار دهنده اظهار داشت: ما نمي‌خواهيم استفاده از وسيله‌اي را كه يک پيشرفت علمي براي بشريت است،
ممنوع كينم و يا آن‌که از آن غولي بسازيم، بلکه مي‌خواهيم روش استفاده درست آن را به ويژه در ميان کودکان و نوجوانان ترويج دهيم.
  
گفتني است، تلفن همراه حتي در حالت مکالمه نكردن نيز در حال دريافت و يا  پخش امواج الکترو مغناطيس به پيرامون خود است.
 
هو
.دیروز بر دروازه ی معبد ایستادم و از رهگذران درباره ی رموز و آداب عشق پرسیدم
.مردی میانسال می گذشت. جسمی بی رمق و چهره ای غمگین داشت
آهی کشید و گفت
عشق میراثی است از اولین انسان که استحکام و توانایی را ضعیف ساخته است
جوانی تنومند و ورزیده می گذشت. با صدایی آهنگین، پاسخ داد
عشق، ثباتی است که به بودن افزوده گردیده تا اکنونم را به نسلهای گذشته و آینده پیوند دهد
زنی با نگاهی دلتنگ می گذشت. آهی کشید و گفت
عشق زهری مرگ آور است که دم جمع زنندگان عبوس است که در جهنم به خود می پیچند
و از آسمان، توام با چرخش، چون ژاله جاری است. فقط به این خاطر که
روح های تشنه را در آغوش بگیرد و سپس آنان
لحظه ای می نوشند، یک سال هوشیارند، و تا ابد می میرند
دخترکی که گونه ای چون گل سرخ داشت، می گذشت، لبخندی زد و گفت
عشق چشمه ای است که روح عروسان را چنان آبیاری می کند تا به روحی عظیم بدل شوند
و آنان را با نیایش تا سرحد ستارگان شب بالا می برد تا قبل از طلوع خورشید
ترانه ای از ستایش و پرستش سر دهند
مردی می گذشت ، لباسی تیره رنگ به تن داشت با محاسنی بلند ابرو در هم کشید و گفت
عشق جهانی است که مانع از دید است
در عنفوان جوانی آغاز می شود و با پایانش پایان می یابد
مردی خوش منظر با چهره ای گشاده عبور می کرد با خوشحالی گفت
عشق دانش علوی است که چشمانمان را باز می کند تا چیزها را
همانطور که خداوند می بیند ببینیم
مرد نابینایی می گذشت که با عصایش به زمین ضربه می زد گریه سر داد و گفت
عشق مهی غلیظ است که روح را از هر جهت احاطه کرده است
و حدود وجود را مستور نموده است و فقط اجازه دارد شبح تمایلاتش را که در صخره ها
سرگردان است ببیند و نسبت به صدای پژواک فریادش در دره ها ناشنوا است
جوانی با گیتار می گذشت و می خواند عشق اشعه ای جادویی از نوری است که
از روی انسانهای حساس می درخشد و اطرافشان را آذین می بندد
تو جهان را چون کاروانی می بینی که از میان علفزار سبز گذر می کند
عشق رؤیایی دوست داشتنی است که بین بیداری و بیداری برپا است
پیرمردی می گذشت پشتش خم شده بود و پاهایش را همانند تکه ای پارچه
به دنبال می کشید، با صدایی لرزان گفت
عشق آرامش جسم است در خاموش گور و آسایش روح است در عمق ابدیت
کودکی پنج ساله می گذشت لبخندم را پاسخ داد و گفت
عشق یعنی پدرم یعنی مادرم
فقط پدر و مادرم هستند که عشق را می شناسند
روز به پایان رسید کسانی که از معبد عبور می کردند هر یک به زبان خویش
تعبیری از عشق داشتند که آمالشان را آشکار می ساخت و بیانگر یکی از رموز زندگی بود
عصر هنگام که عبور رهگذران خاموش شد صدایی از درون معبد به گوشم رسید
عشق دو تصنیف دارد: نیمی صبر و نیمی تندخویی
نیمی از عشق آتش است
در آن هنگام وارد معبد شدم با صداقت و در سکوت زانو زدم و به عبادت پرداختم
خداوندا مرا طعام شعله ها گردان
بار الهی مرا در آتش مقدس بسوزان
از کتاب معشوق
نوشته ی جبران خلیل جبران
برگردان حورزاد صالحی
 
بازسازی دنیا!
پدر روزنامه مي خواند. اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد. حوصله ي پدر سر رفت و
صفحه اي از روزنامه را-كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد- جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش
داد.
-"بيا ! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم. ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور
كه هست بچيني ؟"
و دوباره سراغ روزنامه اش رفت. مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع 
 بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت.
پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟"
پسرجواب داد:"جغرافي ديگر چيست؟"
پدر پرسيد:"پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟"
پسر گفت:" پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم."
 
 
شاد وسلامت باشید
"سمیه"
 
رمز موفقيت92

از قدرت تخيل و تجسم خويش استفاده كنيد و در ذهن خود ايده ابتدايي و به ظاهر ساده را مورد بررسي قرار دهيد . با « ايده » خود مانند يك موجود مقدس برخورد نماييد و سعي كنيد آن را با تمام حواس خود درك و لمس كنيد .


من مي باشم زعشق تو ريش بتا
نه پاي تو گيرم سرخوش بتا

"
سنايي"
فرهاد
 
كاريكلماتور شماره 45
ــ سقوط جسد پرنده تير خورده را به راه راست هدايت مي كند .
ــ گل تشنه در هواي باراني انتظار باغبان را نمي كشد .
ــ به عقيدهء پرنده محبوس آسمان لبريز از پروازهاي برباد رفته است .
ــ ضربان قلب حكايتي را كه براي عمر گذشته تعريف كرده براي عمر نگذشته بازگو مي كند .
ــ پرواز فرصت نمي دهد گربه از درخت پرنده بچيند .
ــ قفس ، سد معبر آسماني مي كند .
پرويز شاپور

ــ يكي ميگفت : تا آمدم به بهار فكر كنم گل از گلم شكفت
ــ هيچ گلي به پاي گل روي شما نمي رسد .
ــ فرصت ، چيزي است از جنس باد ، به بادش ندهيد .
ــ به كسي كه خنده را از خودش دريغ مي كند ، تبسم بياموزيد .
ــ از ديروز ياد بگير ، مثل فردا باش و براي امروز زندگي كن ......
حميد شاد